تنش
 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

  کمبود منابع به دلایل مختلفی رخ میدهد.در ظاهر بیشترین دلیل های ممکن این است که سازمان ها مجبورند کم یا بیش شرایط رقابتی داشته باشند.اگرچه می توانند در عوامل و فاکتور ها هم بخش باشند(مشترک باشند) اما در حقیقت بیشتر به آن شبیه است که ناکافی بودن منابع رخ میدهد به دلایل :ضعیف بودن برنامه ریزی ویا بی کفایتی در استفاده از منابع در دسترس موجود.هر چند که این دلایل مشکل را برای مدیر پروژه که نگران موقعیت به انجام رسیدن اهداف یک پروژه است بدون تعداد کارکنان مناسب  یا شرایط مناسب برای انجام دادن ان کمتر نمی کند .

این مقاله مربوط به مهارت های مدیر پروژه است که می توانید در ادامه مطلب متن کامل مقاله انگلیسی و ترجمه فارسی را مشاهده بفرمایید.


   کمبود منابع به دلایل مختلفی رخ میدهد.در ظاهر بیشترین دلیل های ممکن این است که سازمان ها مجبورند کم یا بیش شرایط رقابتی داشته باشند.اگرچه می توانند در عوامل و فاکتور ها هم بخش باشند(مشترک باشند) اما در حقیقت بیشتر به آن شبیه است که ناکافی بودن منابع رخ میدهد به دلایل :ضعیف بودن برنامه ریزی ویا بی کفایتی در استفاده از منابع در دسترس موجود.هر چند که این دلایل مشکل را برای مدیر پروژه که نگران موقعیت به انجام رسیدن اهداف یک پروژه است بدون تعداد کارکنان مناسب  یا شرایط مناسب برای انجام دادن ان کمتر نمی کند .

    ضرب العجل های غیر واقعی غالبا رخ می دهند . این ضرب العجل ها توسط سازمان تحمیل می شوند چون آنها عهده دار پاسخ به نیازمندی ها هستند یا چون قول تحویل سریعتر یک شرکت در یک مزایده بیشتر شرایط  رقابتی و مورد توجه را به وجود می اورد. از طرف دیگر مدیر پروژه درگیر با مشکلات زودتر به انجام رساندن اهداف پروژه است تا اینکه معقول باشد و یا در موارد و مشکلات زیادی که ممکن است رخ دهد.

    سومین مشکل نامفهوم بودن اهداف و مقصود است .به نظر من این بزرگترین مشکلی است  که در مدیریت پروژه با آن مواجه می شوند .سخت ترین چیز در عین سادگی تعیین آنچه که مشتری می خواهد است بسیاری از مشتری ها خود نمیدانند که چه می خواهند که معمولا چندین شروع نامناسب پرخرج را نتیجه می دهد.

    سوال دوم پوسنر خواسته نسبت به اینکه چه مهارت هایی باعث تفاوت در موفقیت مدیریت کردن یک پروژه که تعدادی پاسخ حتی بیشتر از توضیحات داده شده را به همراه داشته همه این اظهارات به 6دسته عمده فشرده شده اند. ودر شکل 2-1 نشان داده شده اند توجه داشته باشید که 5 مورد از6 موضوع مربوط به مهارت های فردی است .این واقعیت اشاره میکند به اینکه ابتکار عمل یا جایگاه سازمانی به اندازه کافی برای موفقیت مدیر پروژه کافی نیست .اکثریت مشکلات پروژه تخصص کم و مشکلات فنی مدیران پروژه است و مشکلات فردی نیست.

شکا 2-1:فعالیت های مورد نیاز برای موفقیت مدیر پروژه

1)                        مهارت های ارتباطات

              گوش کردن

              ترغبیب کردن(برانگیختن)

 

2)                        مهارت های سازمانی

               برنامه ریزی

               تنظیم هدف

               آنالیز کردن

3)                        مهارت های ساختمان تیم

                        یکدلی

                    انگیزه

                    سرزندگی (روحیه و نشاط)

                    خلاقیت

4)                        مهارت های رهبر

               سرمشق دقیق

               پر انرژی

                   دید وسیع و خوب

               محول کردن درست کارها

               رفتار و طرز برخورد درست

5)                        مهارت های کتیبه

               انعطاف پذیری

               خلاقیت

               صبر و بردباری

               پافشاری

6)                        مهارت های فنی

              تجربه

              دانش پروژه

 

 

   اولین مهارت مهم و ضروری توانایی ارتبط بر قرار کردن است این مهارت در هر تلاشی(کاری) مهم نیست اما در مدیریت پروژه کاملا تعیین کننده است .براورد می شود که مدیران پروژه 90در صد وقتشان صرف برقراری ارتباطات با :تیم پروژه .مشتری مدیران عملیاتی(تولیدی) و مدیران فوقانی می شود.

   یکی از زیر مجموعه های مهارت های ارتباطات در شکل2-1 ترغیب کردن(برانگیختن) است  اگرچه ترغیب کردن می تواند نشان دهنده تفسیر آزادانه  به معنی گفتگو و مذاکره باشد. من مذاکره را ترجیح می دهم زیرا که موضوع و اصطلاح قوی تری است.مدیران پروژه بیشتر وقتشان را صرف مذاکره کردن برای منابع یا تجهیزات یا دیگر تدارکات میکنند.و اگر آنها مهارت های گفتگو و مذاکره ی قوی نداشته باشند شانس موفقیت مدیران پروژه به شدت کاهش می یابد.

   یکی دیگر از نکات مهم مورد توجه در شکل2-1 مربوط است به قسمت مهارت های فنی که در لیست وجود دارد.اگرچه مهارت های فنی مهم است اما لازم نیست مدیران پروژه در زمینه های فنی تخصص داشته باشند در واقع بهتر است که مدیر پروژه دانش عمومی داشته باشد و نه اینکه یک کارشناس و متخصص باشد. و این به دلیل اینست که متخصصان در نظرات و دیدگاهشان بسیار محدود هستند.(دیدگاه های محدود به تخصص خود دارند).کارشناسان در یک پروژه کمتر احتمال دارد در نظرات غیراز نظرات و دیدگاه های خود تعمق کنند. کارشناسان بر این باور هستند که راه حل خودشان درست است. وتنها آن را درست می دانند و از این رو فقط یک انتخاب دارند. از سوی دیگر یک مدیر عمومی بسیار بیشتر به دیدگاه ها و پیشنهادات اعضای تیم توجه دارند. مقایسه نتایج پروژه ها به وسیله یک مدیر عمومی در مقایسه با رهبری یک متخصص (کارشناس)مدیر عمومی بسیار عملکرد بهتری دارد.

   نتایج پوسنر مربوط به بررسی این دو سؤال نشان می دهد که انها واقعا دو به دو ناسازگارنیستند.شکل3-1 نشان میدهد مهارت ها و مشکلات مدیریت پروژه به یکدیگر مرتبط هستند .

شکل3-1:رابطه مهارت ها و مشکلات مدیریت

ارتباطات :خرابی های ارتباطات (ارتباطات نادرست)

سازمانی: برنامه دیزی نامناسب- ناکافی بودن منابع

ساختمان تیم : اعضای غیر متعهد –تعامل ضعیف بین بخش اداری و داخلی با تدارکات(پشتیبانی)

مدیر(رهبری): اهداف نامعلوم جهت ارائه به مدیر عامل ارشد

کتیبه:دستکاری و اقدام به تغییرات

فنی:به پایان رساندن(جمع کردن) برنامه های غیر واقعی

 

   مطالعه پوسنر مختصرا در کشور ها و قسمت های مختلف لازمه مهارت های مدیریت پروژه است و برای موفقیت در اداره کردن یک پروژه مورد نیاز است نگاه به موضوع از دیدگاه متفاوتی با ارزش است آن به دست آوردن مهارت های شخصی از پوسنر و سطح دانش مورد نیاز توسط PMIبرای صدور(گرفتن) گواهینامهPMP است.می توانیم ببینیم که امروزه مدیر پروژه واقعا به دانش عمومی نیاز دارد و بیشتر از آن به مهارت های فوق العاده ی میان فردی نیازمند است .

  مدیران پروژه موفق باید واجد شرایط در این 4 مجموعه باشند .

  1. خصوصیات و ویژگی های فردی
  2. مهارت های رفتاری
  3. مهارت های کسب و کار
  4.  مهارت های فنی

     

 ویژگی های مشخص شامل طیف گسترده ای از شایستگی ها و توانایی های ذاتی و مهارت های شخصی از جمله موارد زیر :

  • انعطاف پذیری
  • رهبری
  • ارتباطات
  • نظم و انظباط
  • سازمان یافتگی
  • قطعییت
  • مذاکره و مشورت

 

مهارت های رفتاری در برخی موارد با مشخصات و ویژگی های مورد نیاز تداخل دارند .این مهارت ها شامل چگونگی رابطه خرید و فروش یک فرد با دیگران است به عبارت دیگر داشتن مهارت های ارتباطات خوب به معنی دانستن اینکه چگونه به بیان و نحوه ارائه اطلاعات بپردازد .به هر حال فقدان مهارت های رفتاری یک فرد فعال شنونده را در ارئه مهارت های ارتباطی کمتر مؤثر می باشد.

   مهارت های کسب و کار ترکیبی از مهارت های فنی و فردی است. معاملات ابعاد فنی با مهارت های سازمانی بازاریابی  توسعه کسب و کار  برنامه ریزی استراتژیک  جریان نقدینگی و حساب سود وزیان. مهارت های بین فردی برای این دسته بندی هستن که کمک می کنند به آموختن فرد یا مربی زیر دستان بطوری که آنها پروژه و اعضای شرکت بهتر می شوند.

خلاصه

  مدیریت پروژه شناخته شده به عنوان یک مسیر شغلی .در محیط کسب و کار امروزه با بیشتر و بیشتر شدن تبدیل به شرکت های مدیریت پروژه به عنوان یک راه بهتر از مدیریت کردن کسب و کار به وسیله خویش است.انها همچنین یافته اند که مدیریت پروژه به وسیله خودشان نیاز به آموزش بیشتر دارد.

   چندی پیش یک مدیر پروژه به واسطه پروژه انتخاب می شد و گاهی اوقات بر عکس .مهارت های فنی و شور و شوق عمومی  آن روز ها برای همیشه تمام شده است .مدیران پروژه امروزی باید یک دانش عمومی با مهارت های میان فردی قوی داشته باشند.

 در این قسمت این مهارت های مورد بحث قرار گرفته شده به عنوان پیش زمینه ای برای قسمت زیر است که به این مهارت های مهم یعنی هردوی انها فنی و بین فردی باجزییات بیشتر اشاره میکند.

بخش 2

مهارتهای ارتباطی

تجدید نظر

خوب، بسیار مرتبط شده، بسیار بارشدهای فراوان

هیچ توانای برای یک شخص . مدیر پروژه یا افراد دیگر نسبت به توانای برای ارتباط موثر با مردم دیگر (افراد ) ارزشمند نیست. ما تقریبا به طور ثابت وپایداری ارتباط برقرار می کنیم وآن را در تمام عمرمان پیش می بریم پس چرا ما باید در مورد ارتباطات نگران باشیم . اگر این چیزی است که روزانه ما انجام می دهیم . حقیقت این است که بسیاری از ما به خوبی ارتباط برقرار نمی کنیم وحتی آن افرادی که از ما که این کار را انجام می دهند می توانند همیشه مهارتهای ما را بهبود ببخشند.

کلمه communicate ( ارتباط برقرار کردن ) از کلمه لاتین communes منشاء گرفته است که به معنای "اشتراک (عوام)" است. ایده جمع شدن در یک محل عمومی از درک است. بنابراین، ارتباط شامل ابزارهای لفظی (شفاهی)، نوشتاری و غیر شفاهی بین دو نفر (انسان) است. اشارات زبانی مردم در ارتباط شفاهی(زبانی) به شفافیت (وضوح) پیام کمک می کند؛ فقدان اشارات زبانی توده در ارتباط نوشتاری، اغلب پیام را مهم می کند. ارتباط بین ماشین یا بین مردم و ماشینها رخ می دهد، اما نگرانی عمده ما در این بخش ارتباطاتی است که بین دو نفر یا بیشتر رخ می دهد.

مدیر پروژه به عنوان یک شخص در تماس

اگر چه تمام مهارتهای ارتباطی برای ما مهم هستند، این موضوع آسان است دیده شود که برخی موقیت ها نیازمند مهارت های ارتباطی بهتر ـ توسعه یافته نسبت به موقیت های دیگر است. برای مثال، ارتباط مؤثر در یک تنظیم اجتماعی، البته مهم است، نمی تواند به اهمیت و بحرانی بودن ارتباط مؤثر در یک جلسه مذاکره باشد. در یک موقیت اجتماعی، ناتوانی برای ارتباط مؤثر به آن معناست که فرد نمی تواند یک همراه گفتگوی مردم باشد. در مذاکرات جدی، ناتوانی برای ارتباط می تواند به معنی از دست دادن پول یا تجارت باشد. به عبارت دیگر، اگر چه ارتباط مؤثر در هر تلاش انسانی مطلوب و مورد اشتیاق است، اما برای موفقیت در برخی از آنها حیاتی است. مدیریت پروژه یکی از آن تلاش ها است.

مدیران پروژه بیشتر زمان شان را صرف ارتباط برقرار کردن می نمایند. آنها جلسه می گیرند، گزارش می دهند (شفاهی بنحوی کتبی)، تیم ، مشتری یا مدیریت ارشد؛ گوش دادن به مشکلات؛ حل کردن مسائل و مذاکره مداوم با مدیران عمیاتی برای منابع. موفقیت مدیران پروزه به طور وسیعی بر توانایی آنها برای ارتباط استوار است.

در محیط مدیریت پروژه، چهار نوع از ارتباط وجود دارد.

1 . نوشتن اداری (رسمی) (چارتر پروژه، گزارش های وضعیت)

2 . نوشتن غیر رسمی (یادداشت های پروژه، یادداشت ها)

3 . زبان غیر رسمی (گفتگوها (مکالمه ها)، جلسات تیمی)

در محیط های ارتباط شفهی رسمی و غیر رسمی، مهارت های شنیداری به شنیداری تسهیل شده یا به عنوان شنیداری بحرانی بکار گرفته می شود. کارایی با این سه مهارت، تکلم، نوشتار و شنیدار برای موفقیت پروژه و مدیر پروژه مهم است.

مسئله مدیر پروژه: کانال های بالقوه ارتباط

مدیر پروژه باید با تعداد وسیعی از مردم ارتباط برقرار کند : تیم، مدیران عمیلاتی در سازمان، مدیریت ارشد، مشتریان، نمایندگان مشتریان، فروشندگان و دیگران. برای متناسب کردن مسئله در دیدگاه، این موضوع راملاحظه کنید؛ تعداد کانال های بالقوه متغیر ارتباط نسبت به تعداد مردم درگیر (مشمول) که می تواند بصورت ریاضیاتی بصورت ذیل بیان شود.

 n(n-1)/2 = تعداد کانال های ارتباطی

برای مثال، اگر چهار نفر در گروه باشد، تعداد کانال های ارتباطی چنین خواهد شد.

4(4-1)/2=12/2=6 = تعداد کانال های ارتباطی

و برای گروه 6 نفره

6(6-2)/2=15 تعداد کانال های ارتباطی

خطوط بالقوه ارتباط برای یک گروه شش نفره به طور نموداری در Exhibit 2-1 ترسیم شده است.

کانال های ارتباط برای تیم شش عضوی                       Exhibit  2-1

حتی برای یک تیم پروژه نسبتاً کوچه از 8 نفر، تعداد کانال های ارتباطی بیست و هشت خواهد شد. برای هر فرد اضافه شده به شبکه ارتباطی، تعداد کانا های ارتباطی ممکن به طور هندسی افزایش می یابد. ارتباط این مفهوم به تعداد مردمی که مدیر پروژه به طور نوعی در یک روز با آنها موجهه است، تعداد کانال های ارتباط ممکن متعدد است. به طور روشن، نقش ارتباطی مدیر پروژه یکی از موارد بسیار دور دست یافتنی و یکی از مهم ترین موارد آن (ارتباط) است.

برای درک چالش ارتباط نیازمند این است، که ما نخست به فرآیند کلی ارتباط نگاه کنیم ، یعنی فرآیند ارسال و دریافت پیام.

یک مدل ارتباطی : ارسال و دریافت پیام ها :

ما اغلب در این شگفتیم که چگونه ساده ترین پیام می تواند گاهی اوقات به گونه ای متفاوت از طریقی که ما فکر می کنیم منتقل می شوند، دریافت می شوند. این مبنایی برای بازی کودکانه در تلفن است، که در آن یک شخص فرآیندی را برمبنای پچ پچ کردن (نجوا) پیام به گوش همسایه اش آغاز می کند، و شخص بعدی فرآیند را برمبنای پچ پچ گردن پیامی که او فکر می کند از همسایه اش شنیده است، ادامه می دهد. زمانیکه آخرین فرد پیام را بلند تکرار می کند، پیام را تقریباً شبیه به مورد آغازین، خاتمه می دهد. این تغییر ماهیت از پیام ها می تواند با استفاده از تغییر مدل Shannon – weaver توضیح داده شود که در شکل Exhibit 2-2 نشان داده شده است. مدلShannon – weaver نخستین بار توسط Claude Shannon در یک مجله فنی Bell System چاپ و نشر شد و بعداً در یک کار هم مؤلف باWarren Weaver در بر گرفته شد. (مدل آنها حقه بازخورد را در بر نمی گیرد.)

برای نمایش، شما می توانید ببینید که در اینجا 5 بخش وجود دارد که در فرآیند ارتباط درگیر است. (1) تولید کننده مسنجر (پیام دهنده) یا پیام (2) خود پیام (3) کانال یا رسانه انتقال (4) گیرنده و (5) بازخورد.

من بازخورد را در این فرآیند در بر می گیرم، چون فرآیند ارتباط موفق زمانی که پیام درک می شود و هدفش تکمیل می شود، رخ می دهد و این می تواند فقط از طریق بازخورد از گیرنده پیام شناخته شود. بعلاوه این 5 جزء ارتباط، در اینجا یک نویز خارجی در شکل دیوانگی و مزاحمت های دیگر خودشان به داخل پیام، وارد می شوند.    

ترجمه:آرش مرادی

 Source: Reprinted from Jack R. Merredith and Samuel J. Mantel, Jr., Project Management: A Managerial Approach (New York: John Wiley & Sons, Inc., 1985, 1989, and 1995). Copyright © 1985, 1989, and 1995 John Wiley & Sons. Reprinted by permission of John Wiley & Sons, Inc.

2.] Barry Z. Posner, “What It Takes to Be a Good Project Manager,” Project Management Journal (March 1987).

 

دانلود مقاله اصلی به زبان انگلیسی

[ ۱۳٩٠/٤/٢۸ ] [ ٤:٢٠ ‎ب.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

در این وبلاگ انواع پروژه و پایان نامه رشته مهندسی صنایع رو جهت فروش قرار داده ام که بخشی از درامد فروش جهت کمک به کودکان بی سرپرست صرف می شود .بعضی مقالات نیز هست که امیدوارم بتوانند به کسی در جایی کمکی برساند . آرش مرادی
موضوعات وب
امکانات وب
Bahar-20 بهاربيست

فال عشق

كد چت روم
Top java codes

كد عكس تصادفی

كد عكس تصادفی