تنش
 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند .

پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "باید ازت عکسبرداری بشه تا مطمئن بشیم جائی از بدنت آسیب دیدگی یا شکستگی نداشته باشه "

پیرمرد غمگین شد، گفت خیلی عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست.

پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند :

او گفت : همسرم در خانه سالمندان است. هر روز صبح من به آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. امروز به حد کافی دیر شده نمی خواهم تاخیر من بیشتر شود !

یکی از پرستاران به او گفت : خودمان به او خبر می دهیم تا منتظرت نماند .

پیرمرد با اندوه ! گفت : خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد . چیزی را متوجه نخواهد شد ! او حتی مرا هم نمی شناسد !

پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟

پیرمرد با صدایی گرفته، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است.

[ ۱۳۸۸/۱۱/٦ ] [ ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ ] [ آرش ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

در این وبلاگ انواع پروژه و پایان نامه رشته مهندسی صنایع رو جهت فروش قرار داده ام که بخشی از درامد فروش جهت کمک به کودکان بی سرپرست صرف می شود .بعضی مقالات نیز هست که امیدوارم بتوانند به کسی در جایی کمکی برساند . آرش مرادی
موضوعات وب
امکانات وب
Bahar-20 بهاربيست

فال عشق

كد چت روم
Top java codes

كد عكس تصادفی

كد عكس تصادفی